ماه انتظار
به انگشت کوچیکم نگاه میکنم دستهای کوچولوی تو رو تصور میکنم که محکم انگشت منو گرفته و به چشم هام زل زده تودلی مامان حالا ما به عدد 9 رسیدیم و این یعنی انتظار هر شب و روز من برای یک نشونه نشونه ای از ورود تو که فعلا خبری نبوده این یعنی تا چند روز دیگه یه موجود نازنین کنارمه که با تمام وجودش به من وابسته است یعنی این رویا داره به واقعیت می پیونده که من و همسلی میشیم مامان و بابا هنوز درکش برام پیچیده است و بارش برام سنگین لباس خالی از تو رو برمیدارم دستامو دورش حلقه میکنم و محکم فشار میدم یه جوری که اگه الان به جای توی دلم ، توی لباست بودی له می...










